اعراص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعراص . [ اِ ] (ع مص ) پراکنده و مضطرب گردیدن شتران . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مضطرب شدن هر چیز. (از اقرب الموارد).
اعراص . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عَرصَة، بمعنی گشادگی میان سرای که در آن بنا نباشد و زمین سرای و جنگ گاه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به عرصة شود.