افراخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افراخ . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فَرخ، چوزه و ریزه ازهر حیوان . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
افراخ . [ اِ ] (ع مص ) چوزه بیرون آوردن مرغ و بیضه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دارای چوزه گردیدن مرغ . (ناظم الاطباء). با بچه شدن مرغ . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ شکافته شدن تخم و بیرون آمدن چوزه . (ناظم الاطباء). ◄ بیرون گردیدن ترس و بیم از دل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زائل شدن بیم . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). بیرون گردیدن ترس و بیم از دل و زائل گردیدن ترس . (آنندراج ). ◄ زائل کردن بیم . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ آشکار گشتن کار. ◄ پیدا کردن راز نهانی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).