افرازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افرازی . [ اَ ] (حامص ) بلندی . ارتفاع : ای دیو دوان چرا نمی بینی از جهل نشیب دهر از افرازی . ناصرخسرو. ◄ درازی . ◄ فراخی . (ناظم الاطباء). ◄ بالایین . بالایی : موسی (ع ) عصا را بینداخت، ماری گشت عظیم و دهان باز کرد و آهنگ تخت فرعون کرد و لب زیرین به زیر تخت فرعون کرد و لب افرازی بر زبر کوشک بیکبار فروبرد. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).