افراش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افراش . [ اِ ] (ع مص ) بازایستادن از چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). بازایستادن . (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ). ◄ سخن بد گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ غیبت کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). غیبت کسی کردن . (آنندراج ). ◄ شتر خردسال دادن . ◄ تنک و باریک گردانیدن شمشیر را. ◄ تیز کردن شمشیر را. ◄ فرش گستردن جهت کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گسترانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ فراشناک گردیدن جای . ◄ قفل کردن در را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). در قفل کردن . (تاج المصادر بیهقی ).