افراشانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افراشانیدن . [ اَ دَ ] (مص ) افراشت کنانیدن . (ناظم الاطباء). فعل آن افراشت ؛ یعنی بلندساخت و بالا برد. (برهان ) (آنندراج ) (از هفت قلزم ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افراشانیدن . [ اَ دَ ] (مص ) افراشت کنانیدن . (ناظم الاطباء). فعل آن افراشت ؛ یعنی بلندساخت و بالا برد. (برهان ) (آنندراج ) (از هفت قلزم ).