افرسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افرسب . [ اِ رَ ] (اِ) تیر.(ناظم الاطباء). شه تیر. (آنندراج ). ◄ چوب بزرگ بام خانه که نام دیگرش شه تیر است . و مخفف آن فرسپ است . (فرهنگ نظام ). شه تیر مکان . (آنندراج ). چوبی باشد که بام خانه را به آن پوشند. (فرهنگ سروری ): از گرانی اگر شوی بر بام بام و افرسب جمله خورد کنی . ؟ (از فرهنگ نظام ). مخفف آن فرسب : سر و پاش چون آبنوسی فرسب چو خم آورد بگذرد از دو اسب . فردوسی .