افشاردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افشاردن . [ اَ دَ ] (مص ) شپلیدن . (از آنندراج ). فشار دادن . (ناظم الاطباء) : بمستی و بهشیاری بگاه خواب وبیداری همی تا از منش پالان و افسارست افشارم . سوزنی . آرزو دارم که در آغوش تنگ آرم ترا هرقدر افشرده ای دل را بیفشارم ترا. ؟ (از آنندراج ). ◄ منضغط کردن . ◄ خلانیدن . ◄ بزشتی و بیهوده سخن گفتن . (ناظم الاطباء).