واژه جو

اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | جوانمردی که دل با خویشتن بست

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جوانمردی که دل با خویشتن بست رود در بحر و دریا ایمن از شست نگه را جلوه مستی‌ها حلال است ولی باید نگه داری دل و دست

معنی اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | جوانمردی که دل با خویشتن بست | واژه جو