واژه جو

اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | خودی تا گشت مهجور خدائی

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خودی تا گشت مهجور خدائی به فقرموختداب گدائی ز چشم مست رومی وام کردم سروری از مقام کبریائی

معنی اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | خودی تا گشت مهجور خدائی | واژه جو