اقتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقتار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قُتُر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بمعنی کرانه و جانب . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ ج ِ قُتْر. (ناظم الاطباء). رجوع به قتر شود.
اقتار. [ اِ ] (ع مص ) نفقه را بر عیال تنگ کردن . (ترجمان القرآن ) (منتهی الارب ). نفقه تنگ داشتن . (تاج المصادر) (ناظم الاطباء). ◄ در کازه درآمدن صیاد. ◄ لازم گرفتن چیزی را. ◄ نیازمند شدن مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درویش شدن . (تاج المصادر) (ترجمان القرآن ). ◄ بخور کردن زن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خوشبوی کردن بعود. (تاج المصادر بیهقی ).