اقتمام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقتمام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سیاه فام شدن . سیاه رنگ شدن و قتمه گون گردیدن . ◄ خاکسترگون شدن . (منتهی الارب ). ◄ بلب خوردن گوسپند گیاه را. ◄ خوردن هرچه بر خوان باشد. ◄ مروسیدن بیمار را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مزاولت چیزی کردن . (منتهی الارب ) (المصادر) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ اعتماد نمودن بچیزی پس خطا ناکردن از آن . ◄ برگرفتن تنگ بار را پیش از رسیدن بزمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ فارفتن جای . (المصادر زوزنی ). رفتن خانه .