اقتناص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقتناص . [اِ ت ِ ] (ع مص ) شکار کردن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) : اولیای دولت را بر اقتصاص و اقتناص او تحریض داد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). کی دهد زندانیی در اقتناص مرد زندانی دیگر راخلاص . مولوی . ◄ کسب کردن . (غیاث اللغات از کنز و لطائف ) (آنندراج ).