واژه جو

اقنات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اقنات . [ اِ ] (ع مص ) دعا کردن بر دشمن . ◄ دیر استادن درنماز. ◄ پیوسته حج کردن . ◄ دیر جنگ کردن با کفار. ◄ فروتنی نمودن از برای خدای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

اقنات . [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُقنة. (منتهی الارب ). رجوع به اقنة شود.

معنی اقنات | واژه جو