واژه جو

اقناح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اقناح . [ اِ ] (ع مص ) برداشتن در را به چوب تراشیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بلند کردن در را به چوبی که جهت آن تراشیده بود. (ناظم الاطباء).

معنی اقناح | واژه جو