التی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التی . [ اَل ْ ل َ ] (ع اِ موصول ) آن زن . (منتهی الارب ). مرادف «که » موصول . اسم موصول مؤنث الّذی . که : موصول الاسماء الذی انثی التی والیاء اذا ماثنیا لاتبثت . ابن مالک . ◄ اللتیا و التی دو اسم اند از مصیبت و بعضی گویند اللتیا داهیه ٔ بزرگ است و التی داهیه ٔ کوچک . در این صورت تصغیر، بخاطر تعظیم است .(اقرب الموارد). یقال وقع فی التی و اللتیا؛ ای فی الداهیة. ♦ بعد اللتیا و التی ؛ بعد از مشقت فراوان . بعد از گفتگوی بسیار: روستایی بین که از بدنیتی میکند بعد اللتیا و التی . مولوی .
التی . [ اُ ت َ ] (اِخ ) قلعه ایست محکم و شهریست نزدیک تفلیس بین آن و ارزروم مسافت سه روز راه است . (معجم البلدان ).