الفقست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفقست . [ ] (اِخ ) النقشت . پسر عمادالدوله توران یا توزان، حاکم رها و قزوین در عهد سلجوقیان . در تاریخ گزیده (چ لندن ص ٤٤٦) آمده : و عمادالدوله توران رابه رها و قزوین فرستاد (ملکشاه ) و بعد ازو پسرش الفقست حکومت کرد. و در جای دیگر (ص ٤٦٣) چنین آمده : برادرش سلطان مسعود در سنه ٔ اربع عشر و خمسمائه (٥١٤ هَ . ق .) بظاهر همدان با او مصاف کرد منهزم بگرگان رفت و در صفر سنه ٔ خمس و عشر با ری آمد اتابک شیرگیر والنقشت بن توزان از قزوین بدو پیوستند... - انتهی .