واژه جو

الو زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الو زدن . [ اَ ل َ / لُو زَدَ ] (مص مرکب ) سوزانیدن با شعله . آتش زدن . مشتعل کردن . شعله ور ساختن . الو کردن : گَوَنها را الو زدن . ♦ الو زدن مال خود ؛ بقیمتهای سخت نازل و ارزان فروختن .

معنی الو زدن | واژه جو