واژه جو

الو کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الو کردن . [ اَ ل َ / لُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) آتش بزرگ با شعله افروختن . برافروختن آتش . روشن کردن آتش با شعله های بلند. الو زدن . مشتعل کردن . رجوع به الو والو زدن شود: شب چهارشنبه سوری گَوَن الو میکنند.

معنی الو کردن | واژه جو