واژه جو

امتساخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امتساخ . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شمشیر برکشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شمشیر از غلاف بیرون آوردن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از المنجد). امتساح .

معنی امتساخ | واژه جو