واژه جو

امتساغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امتساغ . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) یکسو گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دور شدن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از المنجد).

معنی امتساغ | واژه جو