واژه‌جو

امیدی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امیدی . [ اُ ] (اِخ ) از شاعران استانبول است و دیوانی بترکی دارد. وی به سال ٩٤٦ هَ .ق . درگذشته است . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٢ ص ١٠٤٠).

امیدی . [ اُ ] (اِخ )علیقلی بیگ . صاحب فرهنگ سخنوران بنقل از مقالات الشعراء (ص ١٤) وی را از شاعران قرن دهم هجری شمرده است .

معنی امیدی | واژه‌جو