انجمن داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجمن داشتن . [ اَ ج ُ م َ ت َ ] (مص مرکب ) تشکیل انجمن دادن . مجلس داشتن . محفل داشتن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ گرد آمدن : پیام من بدان روی نکو بر که خوبی انجمن دارد بر او بر. (ویس و رامین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجمن داشتن . [ اَ ج ُ م َ ت َ ] (مص مرکب ) تشکیل انجمن دادن . مجلس داشتن . محفل داشتن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ گرد آمدن : پیام من بدان روی نکو بر که خوبی انجمن دارد بر او بر. (ویس و رامین ).