انجمن ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجمن ساختن . [ اَ ج ُ م َ ت َ ] (مص مرکب ) گرد کردن و ترتیب دادن مجلس و مجمع. فراهم ساختن مجلس مشاوره : یکی انجمن ساخت با بخردان هشیوار و کارآزموده ردان . فردوسی . چون تهی شد سر سریر ز شاه انجمن ساختند شهرو سپاه . نظامی . انجمن ساخت نامداران را راستگویان و راستگاران را. نظامی .