انده زدا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انده زدا. [ اَ دُه ْ زَ ] (نف مرکب ) انده زدای . اندوه زدا. آنکه اندوه را می زداید و ازبین می برد : زنگ انده گوهر عمرم بخورد چون کنم انده زدایی مانده نیست . خاقانی . شوم هم در انده گریزم ز انده کز انده به انده زدایی نبینم . خاقانی . داود صوت انده زدای الحان موسیقی سرای ادریس دم، صنعت نمای، اعجاز پیدا داشته . خاقانی .