اندهمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندهمند. [ اَ دُ م َ ] (ص مرکب ) اندوهمند. غمگین . با اندوه : کارهای اندهمند افتاد تا از طعام بازایستادند. (التفهیم ص ٢٤٧).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندهمند. [ اَ دُ م َ ] (ص مرکب ) اندوهمند. غمگین . با اندوه : کارهای اندهمند افتاد تا از طعام بازایستادند. (التفهیم ص ٢٤٧).