انسبات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انسبات . [ اِ س ِ ] (ع مص ) دراز گردیدن . ◄ نرم شدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). ◄ پخته شدن خرما. (تاج المصادر بیهقی نسخه ٔ خطی ورق ٢٢٧ ب ). تمام پخته شدن خرما. (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِمص ) درازی . یقال : فی وجهه انسبات . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).