انطباع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ طِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) نقش پذیرفتن.<BR>۲- چاپ کردن.<BR>۳- (اِ.) چاپ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ طِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) نقش پذیرفتن. ۲- چاپ کردن. ۳- (اِ.) چاپ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انطباع . [ اِ طِ ] (ع مص ) نقش شدن چیزی بر چیزی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نقش پذیرفتن از مهر و جز آن . (یادداشت مؤلف ). نگاشته شدن . نقش پذیرفتن . نگار بستن . مهر پذیرفتن . ◄ چاپ شدن .باسمه شدن . (یادداشت مؤلف ). بچاپ رسیدن . بطبع رسیدن . ◄ (اِمص ) نقش شدگی . نقش پذیری . ◄ (اِ) نقش و نشان و اثر. ◄ چاپ و طبع. ◄ تافت . (ناظم الاطباء). ج، انطباعات . ♦ اداره ٔ انطباعات ؛ در اصطلاح اواخر دوره ٔ قاجاریه و اوایل دوره ٔ پهلوی اداره ٔ نگارش .