انظام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انظام . [ اِ ] (ع مص ) نظام برآوردن ماهی و سوسمار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). انظومة آوردن ماهی و سوسمار. (از اقرب الموارد). ◄ بیضه پیدا گردیدن در شکم ماکیان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). باخایه شدن ماکیان . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ آراسته و مرتب کردن . (غیاث اللغات ). ◄ (اِ) خط سپید که ازدم تا گوش ماهی باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). انظومة. و رجوع به انظومة و اَنظام شود.
انظام . [ اَ ] (ع اِ) بیضه های منتظم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). ◄ رشته ای که مهره در وی کشند. ◄ ریگ برهم نشسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ج، اناظیم . (ازمعجم متن اللغة). و رجوع به انظامان و انظومة شود.