انفاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفاش . [ اِ ] (ع مص ) شب به چرا ماندن ستور را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). شب بچرا گذاشتن گوسفند و شتر را. (از اقرب الموارد). به چرا گذاشتن گوسفند و اشتر بشب بی شبان . (تاج المصادر بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفاش . [ اِ ] (ع مص ) شب به چرا ماندن ستور را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). شب بچرا گذاشتن گوسفند و شتر را. (از اقرب الموارد). به چرا گذاشتن گوسفند و اشتر بشب بی شبان . (تاج المصادر بیهقی ).