انفراج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ فِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) بی اندوه شدن.<BR>۲- (اِمص.) وا شدن اندوه، گشایش (خاطر).<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ فِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بی اندوه شدن. ۲- (اِمص.) وا شدن اندوه، گشایش (خاطر).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انفراج . [ اِ ف ِ ] (ع مص ) رخنه و شکاف شکاف شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). انفتاح . (از اقرب الموارد). ◄ اندوه واشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ): انفراج غم ؛ انکشاف آن . (از اقرب الموارد). انفراج کرب، ابلنقعاع کرب ؛ وارفتن اندوه . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِمص ) تفرج خاطر. ◄ (اِ) چاک و شکاف و ترک . ◄ فاصله . (ناظم الاطباء).