واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دی گر بفزود عز دین عدل عمر وز جور تهی کرد زمین عدل عمر امروز به صد زبان جهان می‌گوید ای عدل عمر بیا ببین عدل عمر

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۱ | واژه جو