واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خورشید ز رای مقتفی دارد نور وز دولت سنجریست گیتی معمور وز رایت این رایت دین شد منصور احسنت زهی خلیفه سلطان دستور

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۲ | واژه جو