واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از دست تو بنده داستانی شده گیر وز مهر نشانه جهانی شده گیر دل رفت و نماند جان و تن بر خطرست من ماندم و عشق و نیم جانی شده گیر

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۸ | واژه جو