واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر غمخوار توام عمر مرا خوار مگیر در کار تو کارم ار به جان یابد دست تو پای به کار برمنه کار مگیر

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۹ | واژه جو