واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن شد که من از عشق تو شبهای دراز با مه گله کردمی و با پروین راز جستم ز تو چون کبوتر از چنگل باز رفتم نه چنان که دیگرم بینی باز

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۲ | واژه جو