انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق تو دل را نکو پیرایهایست دیده را دیدار تو سرمایهایست تیر مژگان ترا خون ریختن در طریق عشق کمتر پایهایست از وفا فرزند اندوه ترا دل ز مادر مهربانتر دایهایست بنده گشت از بهر تو دل دیده را گرچه دل را دیده بد همسایهایست زان مرا وصلت به دست هجر داد کز پی هر آفتابی سایهایست