انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۷۹ - مطایبه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر کس که جگر خورد و به خردی هنر آموخت در دور قمر گو بنشین خون جگر خور نزدیک کسانی که به صورت چو کسیاند با صورت ایشان نفسی میزن و برخور پیغام زنان میبر و دیبای به زر پوش با مسخرگی میکن و حلوای شکر خور