انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۸ - در شکر و قناعت گوید
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
درین دو روزه توقف که بو که خود نبود درین مقام فسوس و درین سرای فریب چرا قبول کنم از کس آنکه عاقبتش ز خلق سرزنشم باشد از خدای عتیب مرا خدای تعالی ز آسیای فراز که عقل حاصل آنرا نیاورد به حسیب چو میدهد همه چیزی به قدر حاجت من چنان که بیخبر سیب ماه رنگ به سیب ز بهر حفظ حیات آنچه بایدم ز کفاف ز بهر کسب کمال آنچه بایدم ز کتیب هزار سال اگر عمر من بود به مثل مرا نیاز نیاید به آسیای نشیب دو نعمتست مرا کان ملوک را نبود به روز راحت شکر و به روز رنج شکیب