انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۳۶۰ - در عذر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای همه سیرت تو هنگ و ثبات چه کنم بیثبات و بیهنگم گر خطایی برفت بر قلمم هست از آن شرم چون قلم رنگم تا نگویی که شعر نیرنگیست حاش لله نه مرد نیرنگم از جهانی به تست فخرم و بس گرچه هست از جهانیان ننگم الحق الحق بدانچه کردستم در خور هر عتاب و هر جنگم چه شود از من این گران مشمر هم تو دانی که بس سبک سنگم بد مشو با من و مکن دل تنگ که ز بد کرده نیک دلتنگم