واژه جو

انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چنان زندگانی کن‌ای نیک‌رای به وقتی که اقبال دادت خدای که خایند از بهرت انگشت دست گرت بر زمین آمد انگشت پای

معنی انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۳۹ | واژه جو