واژه جو

انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۴ - در هجا گوید

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

رای مجدالملک در ترتیب ملک ژاژ چون تذکیر قاضی ناصحست یارب اندر ناکسی چون کیست او باش دانستم چو تاج صالحست

معنی انوری | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۴۴ - در هجا گوید | واژه جو