انوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انوف . [ اُ] (ع اِ) ج ِ انف . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بینی . (غیاث اللغات ). رجوع به انف شود.
انوف . [ اَ ] (ع ص، اِ) کسی که ارتکاب کارهای پست را ناپسند دارد و بکارهای زشت و ناشایست تن درندهد. (از اقرب الموارد). ◄ زنی که ننگ دارد از چیز بی خیر. (ازاقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ زن خوشبوی بینی . (مهذب الاسماء). زن خوش نفس از بینی . (آنندراج ).