انگارش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگارش . [ اَ / اِ رِ ] (اِمص ) انگاردن . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ)انگارده . افسانه . سرگذشت . (برهان قاطع). افسانه . قصه . سرگذشت . انگارده . ◄ افسانه گو. ◄ نامه ٔ اعمال . (ناظم الاطباء). ◄ علوم انگارش، علوم وهمیه . علوم فرضیه . علوم ریاضی . (یادداشت مؤلف ) : چنانکه شکلها و چنانکه شمار از جهت آن حالهایی که اندر علم انگارش دانند. آن علم، علم ریاضی است . (دانشنامه ٔ علائی چ خراسانی ص ٧٠).