انگامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگامه . [ اَ / اِ م َ / م ِ ] (اِ) مجمع و انجمن بازیگران و قصه خوانان . هنگامه . (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). مجمع و انجمن بازیگران و قصه خوانان و هرجا که محل اجتماع باشد و بر محل جنگ نیز اطلاق کنند. (انجمن آرا) (آنندراج ). هنگامه . (صحاح الفرس ) : انگامه ایست گرم ز شکر عواطفت هرکوی و برزنی که من آنجا فرارسم . کمال اسماعیل (از انجمن آرا). ◄ وقت . زمان . (فرهنگ سروری ) : چو شد صبح اقبال او آشکار شد انگامه ٔ عشرت روزگار. خواجو (از فرهنگ سروری ).