انگام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگام . [ اَ ] (اِ) موسم . وقت . هنگام . (از برهان قاطع) (ازآنندراج ). هنگام و وقت . (ناظم الاطباء) : چه انگام سرسبزی تست و شهری سیه گشته زین ماتم ناگهانی . کمال اسماعیل (از انجمن آرا). ای به انگام شداید کرمت عدت من وی بهر حال مربی و ولی نعمت من . کمال اسماعیل . همه ثابت قدم انگام کوشش همه در وقت راحت لذت افزای . کمال اسماعیل (در تعریف دندان ).