انیح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انیح . [ اَ ] (ع مص ) نالیدن . (تاج المصادر بیهقی ). رخیدن و دم برآوردن از مرض دمه و تاسه و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). انوح . (ناظم الاطباء). رجوع به انوح شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انیح . [ اَ ] (ع مص ) نالیدن . (تاج المصادر بیهقی ). رخیدن و دم برآوردن از مرض دمه و تاسه و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). انوح . (ناظم الاطباء). رجوع به انوح شود.