واژه جو

اهتیاض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اهتیاض . [ اِ ] (ع مص ) بازشکستن استخوان بعد گرفتگی . مهتاض نعت است از آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). باز شکستن استخوان بعد گرفتگی و جوش خوردن . (ناظم الاطباء). بازشکستن استخوان بعد از التیام . (از اقرب الموارد).

معنی اهتیاض | واژه جو