اهرماع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهرماع . [ اِ رِم ْما ] (ع مص ) شتابی کردن . (از منتهی الارب ) (آنندراج )(از ناظم الاطباء). ◄ سبک شدن . ◄ ستیهیدن در سخن . ◄ بسیار گفتن . ◄ بدروغ گریستن بر کسی . ◄ روان شدن آب و اشک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).