ایذان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایذان . (ع مص )اعلام کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آگاه کردن . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ٢٤). بیاگاهانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). (المصادر زوزنی ). آگاه کردن به امری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ اذان گفتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ به شگفت آوردن . ◄ بازداشتن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ در گوش کسی زدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).