ایرانشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایران شاه . (اِخ ) دهی است از دهستان خاوری بخش دلفان شهرستان خرم آباد، دارای ٦٦٠ تن سکنه . آب آن از چشمه های خان و غول مرز و محصول آن غلات است . ساکنین از طایفه ٔ کرمعلی خاوه می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
ایرانشاه . (اِخ ) دهی است مرکز دهستان تیکلوه بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج، دارای ٤٥٠ تن سکنه، آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، توتون و حبوبات است و نام قدیم آن میرزا ایرانشاه بود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
ایرانشاه . (اِخ ) نام آتشی که ایرانیان پس از مهاجرت از ایران به هند در سنجان (گجرات ) برافروختند. طبق روایت این آتش از ایران برده شده . (فرهنگ فارسی معین ).